محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
272
مخزن الأدوية ( ط . ج )
مصلح آن حب الاس و بلوط و اكثار آن مورث ورم زبان و حلق و معده و ضيق النفس و غشى و احتباس بول و گرمى بسيار و شرى . تدبير آن قى كردن و شير تازه و لعاب بزرقطونا و مسكه گاو و ماء الشعير سرد كرده و آشاميدن و غرغره به روغن گل و نشستن در آب سرد اگر تشنج به هم نرسيده باشد و گفتهاند تخم سداب مصلح آن است بالخاصيه و گويند چون گياه و ساق آن را داخل اغذيه كنند به مرتبهاى احداث حرارت كند كه در زمستان محتاج به پوشش نباشند و رنگ رخسار را سرخ گرداند و جهت اكثر امراض بارده رحم نافع است . فصل الثاء مع الجيم ثجير به فتح ثا و كسر جيم و سكون ياى مثناة تحتانيه و راى مهمله . ماهيت آن : جرم چيزهاى افشرده است و قوّت آن متوسط ما بين آب لطيف و جرم كثيف آن چيزى است و از مطلق ثجير مراد لاى آب انگور است و لاى هر چيز را نيز ثجير گويند . طبيعت آن : قابض . افعال و خواص آن : ضماد آن با نمك جهت ورم حار و ورم پستان و حقنه به طبيخ آن جهت قرحه امعا و اسهال مزمن و منع سيلان رطوبات مزمنه رحميه و همچنين جلوس در آن و دانه انگورى كه در ثجير مانده باشد قابض و نيكو است از براى معده چون بريان كرده مانند سويق ساييده بياشامند جهت قرحه امعا و اسهال مزمن و تقويت معده مسترخيه نافع و ضماد ثجير عصفر سرشته با سركه جهت تحليل حمره و ورم كبد مفيد . فصل الثاء المثلثه مع الراء المهمله ثريد نان خرد كرده است كه در آب گوشت ريخته تناول نمايند و شامل است نيز نان خرد كرده و آنچه را كه در دوغ و شيرينيها و غير آن كنند و بخورند . فصل الثاء المثلثه مع العين المهمله ثعلب به فتح اول و سكون عين مهمله و فتح لام و سكون باى موحده به فارسى روباه و به هندى لونبرى و لوكرى نيز نامند . ماهيت آن : حيوانى است برّى معروف و بهترين آن ثعلب سفيد است . طبيعت آن : گرم و خشك است و پوست آن در گرمى قريب به سمور و با سهوكت بسيار . افعال و خواص آن : خوردن گوشت آن جهت مبرودين و مرطوبين و تحريك باه و صاحبان استسقا مفيد و نطول طبيخ زنده آن كه دست و پاى آن را بسته در آب جوشان اندازند و طبخ دهند تا مهرّا گردد جهت درد مفاصل و به دستور نشستن در آن تعقد و صلابت مفاصل و وجع آن خصوصاً كه در آن روغن زيتون داخل كرده يا در آن جوشانيده باشند امّا بعد از تنقيه مفيد و همچنين تمريخ بدان جهت امراض مذكوره و سرعت راه رفتن اطفال و رفع اعيا و بخور آب مطبوخ آن جهت فالج و استرخا و تمدد و تشنج يبسى و امتلايى و آشاميدن يك مثقال از شش خشك كرده ساييده آن با آب و عسل جهت ربو و سرفه و ماليدن مخلوط آن با پوست تخم محرق بر داء الثعلب باعث روييدن موى آن و قطور پيه گداخته آن در زيت و يا روغن مناسبى ديگر در گوش جهت تسكين وجع آن و ادمان آن باعث رفع كرى و تمريخ آن با روغن زيتون كهنه و امثال آن جهت اوجاع مفاصل و نقرس و دردهاى بارد و تدهين دست و پا به پيه آن در سردى هوا در سفرها مانع تضرر آنها است و نگاه داشتن آن در دهان درد دندان و درد چشم را نافع و سعوط زهره آن با اشق و آب كرفس هر سه مساوى در هجده روز يك مرتبه جهت ابتداى جذام و زياده نشدن آن بغايت مؤثر و خاكستر پوست آن جهت سوختگى آتش و نواصير و قروح حاره مفيد و از خواص آنست كه چون دندان آن را با خود دارند و يا در دست بگيرند جهت منع فرياد كردن سگ مجرب دانستهاند و چون در برج كبوتر بياويزند باقى نمىماند در آن مگر يك كبوتر و چون پيه آن را به چوبى بمالند و بر كنج خانه بگذارند كه در آن كيك باشد كيكها همه بر آن مجتمع گردند و پوشيدن پوستين آن باعث گرمى بدن مبرودين و مرطوبين بلغمى مزاج و پيران و كسى را كه سرما بر او غالب باشد مفيد و هر چند موى آن زياده باشد گرمتر و محرور المزاج را مضر و آبزن و بخور ثعلب و طبيخ آن در قرابادين ذكر يافت و چون ثعلب را زنده در زيت طبخ دهند در جميع افعال اقوى است استعمال آن . ثفل اسم جرم چيزهاست كه آب آن را افشرده باشند از ثجير غليظتر و در افعال مشابه آن . فصل الثاء معل اللام ثلج به فتح ثا و سكون لام و جيم به فارسى برف نامند . طبيعت آن : در سيّم سرد و در دويّم خشك . افعال و خواص آن : مخدر و معطش و مسكن درد دندان حار و